الشيخ علي المشكيني
341
تفسير روان (فارسى)
وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِى كُلِّ قَرْيَةٍ نَّذِيراً يعنى : و اى پيامبر ، اگر مىخواستيم بىترديد در هر مجتمعى از مجامع بشرى از عصر تو تا انقراض نسل بشر در ميان قبايل مختلف و اهل زبانها و نژادها و رنگها و در هر مجتمع مستقلى پيامبرى بيمدهنده برمىانگيختيم . يعنى چنين نكرديم بلكه براى تجليل از عظمت تو و تبيين صلاحيت ذاتت بر نبوت امم و رسالت ملل ، و لياقتت بر امامت و ولايت ملتها تو را بر همهء مجامع بشرى و طوايف اجنّه و پريان از روز بعثتت تا دامنهء قيامت ، پيامبر و رسول و نذير و بشير قرار داديم . فَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَاداً كَبِيراً يعنى : پس اى پيامبر ، هرگز طاعت و پيروى از كافران مكن و به وسيلهء اين قرآن با آنها به طرز جهاد بزرگ مجاهده كن . يعنى مجاهده با منطق و مجادلهء احسن و اقامهء ادلّه و براهين محكم در اثبات دعوت خود و شكستن اباطيل و سفسطهها و گفتارهاى بيهودهء آنها كه اين جهاد بالاتر از جهاد با شمشير است . وَهُوَ الَّذِى مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخاً وَحِجْراً مَّحْجُوراً مراد از دو دريا نهرهاى بسيار بزرگ از آبهاى شيرين روى زمين است كه مانند درياى رواناند و اقيانوسهاى شور بزرگ است كه نهرها در آنها مىريزند . و مراد از اختلاط ، اتصال آنهاست . يعنى : و اوست آن كه دو دريا را به هم پيوست و مخلوط نمود ، اين يكى آب گوارا و شيرين و اين يكى آب شور و تلخ . و در ميان آن دو ، برزخ و حجر محجور قرار داد . يعنى در موضع اتصالشان كه به طول چندين فرسنگ رود شيرين در دل دريا مىريزد ، از قدرت خود فاصله و مانع و از ارادهء خويش حاجزى مستحكم قرار داد كه هريك با اتصال و التقاط ، دهرها باقى مىماند و آثار و خواص خود را از دست نمىدهد .